شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
235
نفثة المصدور ( فارسى )
قصّههاى قرآن » مبتنى بر تفسير ابو بكر عتيق نيشابورى ج 1 ص 583 - 589 و « قصص الأنبياء » تأليف أبو اسحق نيشابورى ، قصّهء هفتاد و چهارم ، ص 343 - 350 . ( 261 ) - ص 58 س 5 صاحب آمد . مراد : الملك المسعود ركن الدّين مودود بن محمود ابن محمّد بن قرا ارسلان بن داود بن سقمان بن أرتق از سلسلهء ملوك ارتقيّهء ديار بكر است كه از 619 تا 629 درآمد و حصن كيفا و مضافات آن حكومت كرده و بقبح سيرت و سريرت و ظلم و جور سخت معروف بوده است . براى اطّلاع بيشتر بر احوال وى ، رك ، مقدّمهء كتاب حاضر : « مقالهء تاريخى و انتقادى استاد علّامه مرحوم محمّد قزوينى در باب نفثة - المصدور و مؤلّف آن » . ( 262 ) - ص 58 س 5 آمد عرب بلاد بين النّهرين عليا را جزيره مىناميد زيرا آبهاى دجله و فرات عليا جلگههاى آنجا را دربرگرفته است ، اين سرزمين به سه قسمت تقسيم مىگرديد و هر قسمت را ديار مىگفتند . اين سه ديار عبارت از « ديار ربيعة » و « ديار مضر » و « ديار بكر » بود ، بنام سه قبيلهء « ربيعة » و « مضر » و « بكر » كه پيش از اسلام بدانجا كوچ كرده بودند و مسكن هر قبيله بنام همان قبيله موسوم شده بود . موصل در ساحل دجله بزرگترين شهر « ديار ربيعة » و « رقّة » در ساحل فرات مركز « ديار مضر » و « آمد » در ساحل دجلهء عليا بزرگترين شهر « ديار بكر » و « ديار بكر » شمالىترين اين اين سه ديار بود . از « سرزمينهاى خلافت شرقى » ص 93 ، رك : « معجم - البلدان » ج 1 ص 60 - 63 . ( 263 ) - ص 58 س 8 و 9 خسرو سيّارگان . . . الخ مراد آنكه : عظمت مقام و جلالت قدر و منزلت وى تا بدان پايه بود كه خورشيد - كه بپندار منجّمان قديم كوكب